ظهور دین اسلام در قرن هفتم میلادی تحولی عمیق در فرهنگ، هنر و زندگی اجتماعی مردمان سرزمینهای اسلامی ایجاد کرد. این تحول نه تنها به تغییرات در باورها و اعتقادات مردم انجامید، بلکه هنرهای بصری از جمله نقاشی را نیز تحت تأثیر قرار داد. نقاشی، که پیش از اسلام در بسیاری از تمدنهای منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی جایگاه ویژهای داشت، با ظهور این دین مسیر جدیدی را طی کرد.
بعد از ظهور اسلام و شکست حکومت ساسانی هنر و فرهنگ ایران در کنار آداب و رسوم اسلامی ادامه پیدا کرد و به رشد و بالندگی بیشتری رسید.هر چند که باتوجه به اینکه نقاشی دوران ساسانیان بیشتر مربوط به درباریان بود و همچنین از این هنر برای ستایش شاهان و یا ادیان غیر الهی استفاده می شد. در ابتدا مسلمانان چندان توجهی به آن نشان ندادند اما در زمان امویان چون خلفای اموی در ساختن کاخها و در ضرب سکه ها همه از شاهان ساسانی پیروی می کردندد ومانند شاهان ساسانی از وسایل تجملاتی استفاده می نمودند.
دوباره نقاشی در درون کاخ ها رواج پیدا کرد .البته شواهد زیادی برای ما از نقاشی بعد از ظهور اسلام و تاثیر هنر ایران در اوایل اسلام باقی نمانده است. چند نقاشی دیواری که سالم هم نمانده اند و تصاویری روی ظروفی از جنس سفال و فلز نشان از تقلید این حکومت از ایران ساسانی دارد.
این قطعه متعلق به گروهی از نقاشی های دیواری است که روزگاری دیوارهای طبقه دوم قصرالحیرالغربی را می آراستند .این چهره زنی را در نیمرخ سه ربع با شیک پوش نشان می دهد،شال ظریفی دور سرش پیچیده و روی شانه هایش فرو رفته بود.او در میان پس زمینه ای از الگوهای گیاهی هندسی و تلطیف شده قرار دارد.ویژگی های او ویژگی های یک زن عرب است.باستان شناسان معتقدند که او خواننده ای از قصر است.در منابع تاریخی آمده است که ترانه سراها از منطقه حجاز آورده شده اند.

دیوار نگاره های قصر الحیر غربی در دمشق نمونه ای از تاثیر هنر ایران قبل از اسلام می باشد.زمان کشیده شدن آنها 730 م/ 112 ه.ق است.مکان دیگر نقاشی های قصر عمره در اردن کنونی که نقاشی های موجود در آن با نقاشی های زمان ساسانی شباهت زیادی دارد.
اصول اسلامی و تأثیر آن بر نقاشی
یکی از اصول بنیادین اسلام که تأثیر مستقیمی بر هنرهای بصری گذاشت، ممنوعیت تصویرگری چهره انسان و حیوانات بهویژه در زمینههای مذهبی بود. این ممنوعیت بر اساس تفسیرهایی از قرآن و احادیث پیامبر اسلام شکل گرفت که هدف آن جلوگیری از بتپرستی و تقلید از خلق الهی بود. به همین دلیل، هنرمندان مسلمان به جای تمرکز بر شبیهسازی موجودات زنده، به جستجوی روشهای دیگری برای بیان هنری پرداختند.
ظهور هنرهای تزئینی
با محدودیتهای دینی در تصویرگری، هنرمندان مسلمان به سمت هنرهای تزئینی مانند خوشنویسی، نقوش هندسی و اسلیمی روی آوردند. این هنرها که اغلب با دقت و زیبایی فوقالعادهای اجرا میشدند، به مرور زمان به نمادهای اصلی هنر اسلامی تبدیل شدند. خوشنویسی، بهویژه با استفاده از آیات قرآن، جایگاه ویژهای در هنر اسلامی پیدا کرد و به یکی از مهمترین ابزارهای بیان هنری تبدیل شد.
اما بیشتر هنرمندان مردمی بعد از ظهور اسلام از نقاشی به صورت هنر کتاب آرایی استفاده کردند .و کتابهای مذهبی به ویژه کتاب قرآن را با نقشهای مختلف هندسی و غیر هندسی تزیین می کردند.و همین امر باعث توجه مسلمانان به نقاشی ورواج دوباره آن شد
نقاشی در دورههای مختلف اسلامی
با وجود محدودیتها، نقاشی در برخی دورهها و مناطق جهان اسلام همچنان به حیات خود ادامه داد. در دوره عباسیان، هنر نگارگری یا مینیاتور در ایران و مناطق همجوار توسعه یافت. این نوع نقاشی اغلب برای تزیین کتب علمی، ادبی و تاریخی استفاده میشد و شامل صحنههایی از زندگی روزمره، داستانهای حماسی و افسانههای کهن بود. نگارگری اسلامی با استفاده از رنگهای زنده و جزئیات دقیق، نوعی بیان بصری منحصر به فرد را ایجاد کرد که با اصول اسلامی نیز تطابق داشت.
در دوره صفویان در ایران، هنر نگارگری به اوج خود رسید. شاهکارهایی مانند آثار رضا عباسی نشاندهنده تلفیق هنر نقاشی با فرهنگ ایرانی-اسلامی است. این آثار نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان اسلام تأثیرگذار بودند.
تأثیر فرهنگهای محلی
یکی از ویژگیهای بارز هنر اسلامی، انعطافپذیری آن در پذیرش و تلفیق عناصر فرهنگی محلی بود. نقاشی اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبود. برای مثال، در هند تحت حکومت مغولان، نقاشی اسلامی با سنتهای هنری هندی ترکیب شد و سبک خاصی به نام “مکتب مغولی” به وجود آمد. این سبک ترکیبی از جزئیات دقیق نگارگری ایرانی و رنگهای غنی هنر هندی بود.
نقاشی پس از ظهور اسلام مسیری متفاوت از دوران پیش از اسلام را طی کرد. اگرچه محدودیتهایی بر تصویرگری اعمال شد، اما این محدودیتها باعث خلاقیت بیشتر هنرمندان مسلمان در زمینههای دیگر شد. نتیجه این تلاشها خلق هنرهایی است که نه تنها زیبایی بصری دارند بلکه بازتابدهنده عمق اعتقادات و فرهنگ اسلامی هستند. نقاشی اسلامی با وجود تغییرات تاریخی و فرهنگی همچنان یکی از شاخههای مهم هنرهای بصری باقی مانده است که تأثیر آن را میتوان در سراسر جهان مشاهده کرد.